
زمان عکسبرداری بهار 1389 - مازندران - رویان - ییلاق پسپرس
يكي از عجايب سلسله كوههاي البرز كه قله عظيمي چون دماوند دارد، پرورش
چندين نوع گياه دارويي است كه اثر درماني زيادي دارند و منحصراً در دامنههاي اين كوه
به عمل ميآيند و در كوههاي ديگر اثري از آنها نيست. گفته ميشود كارشناسان خارجي
بذر اين گياه را به كشورهاي ديگر برده اند، ولي با كوشش فراوان نتوانستهاند آن را
به عمل آورند، زيرا اين گياه فقط در زادگاه اوليه خود سبز ميشود.
هر چند در كتب قديم به گل گاوزبان "لسان الثور" ميگويند، ولي
در واقع نام ديگري ندارد. اسم فرانسوي، انگليسي، آلماني، تركي و غيره هم ندارد، چون
در هيچ نقطهاي از زمين جز دامنه كوههاي البرز به عمل نميآيد و با گياه ديگري كه
در آذربايجان و شهرهاي ديگر ايران و كشورهاي ديگر ميرويد و به غلط به گاوزبان مشهور
شده است، نسبتي ندارد. براي اينكه اين اشتباه كه حدود چند قرن است پزشكان و دارو سازان
را گمراه كرده است، از بين برود اين را بايد "گل گاوزبان" و ديگري را
"گياه گاوزبان" ناميد. اين دو گياه متفاوت هستند، تنها گل هايشان كمي به
هم شبيه است، هيچگونه خواص مشتركي ندارند و از نظر منافع طبي با هم متضاد ميباشند.
گلهاي "گل گاوزبان" درشتتر از گل هاي"گياه گاوزبان" است.
"گل گاوزبان" در ايران، و "گياه گاوزبان" در اروپا و امريكا
شهرت زيادي دارند. پزشكان سنتي ايران در معالجه بسياري از امراض از "گل گاوزبان"
استفاده ميكردند و نتيجه ميگرفتند. پزشكان جديد هم خواص "گل گاوزبان" را
ميدانستند و براي دستهاي ديگر از امراض تجويز مينمودند و چون عطاران فرقي بين
"گل گاوزبان" و "گياه گاوزبان" قايل نبودند، آنها را به جاي هم
ميدادند، و به همين جهت معالجه آنها نتيجه نميداد و محققين از اينكه خواص و منافع
اين گياه از بين رفته است در تعجب بودند.
يكي از مترجمين، تمام فوايد "گياه گاوزبان" راترجمه كرده و
به "گل گاوزبان" نسبت داده، سپس پرسيده است: چرا ايرانيان فقط از گل گاوزبان
استفاده ميكنند؟... به برگ و سرشاخههاي آن توجهي ندارند، در جواب ايشان بايد بگوييم
كه گل گاوزبان، فقط گلش فوايد طبي دارد، زيرا گياهي كه فرنگيها به او "بوراش"
ميگويند گل گاوزبان نيست.
در شرح گاوزبان چنين گفته شده كه گل گاوزبان لاجوردي و شبيه گل انار بوده
و تخم آن مستدير(حلقوي شكل) و لعابي است و در كوههاي دارالمرز(البرز) بسيار زياد يافت
ميشود. گياه ديگري كه در اصفهان و بعضي از بلاد، گاوزبان ميدانند "مرماخوز"
است كه گل آن لاجوردي و كوچك و مدور است. ("مر" نام قبيلهاي از ساكنان شمال
افريقاست كه بذر چند گياه دارويي را كه يكي از آنها گياه گاو زبان است به اسپانيا برده
و در آنجا پرورش داد و استعمال آنها را در طب معمول داشتهاند. اين گياهان به اسامي
مختلف مرماتوس، مرماهوس، مرمازا در كتب طبي قديم وارد شده و خواص آنها تحقيق گرديده
است.) بعد از جنگهاي صليبي گياه گاوزبان را از اسپانيا به اروپا آوردند و در آنجا
كاشتند و چون در كتاب قانون ابو علي سينا از گل گاوزبان زياد تعريف شده بود و اين كتاب
نيز در مورد قبول و استناد استادان پزشكي اروپا بود، به همين جهت مورد توجه واقع گرديد،
ولي متاسفانه گياه گاوزبان هيچ يك از خواص گل گاوزبان اصلي را نداشته و در عوض منافع
ديگري داشت كه كم كم محققين اروپايي به آن پي بردند. از جمله معلوم شد كه سرشاخه، گل
و برگ اين گياه داراي مقداري شوره بوده، عرق وادرار را زياد ميكند. در صورتي كه در
كتب طبي ايرانيان كه در دانشگاههاي اروپا تدريس ميشد، چنين خواصي را به او نسبت نداده
بودند.
گل گاوزبان اصلي
اين گياه به طور خودرو، منحصراً در دامنهي كوههاي البرز به عمل ميآيد
و تاكنون اهلي نشده و قابل كشت نيست.
- مقوي روح و اعضاي رئيسه بدن بوده، حواس پنجگانه يا بهتر بگويم، حواس هجده
گانه آدمي را تقويت ميكند.
- شكم را نرم و كيسه صفرا را باز ميكند، اخلاط سوخته سوداوي را از معده
خارج و عوارض آن را از بين ميبرد.
- جوشانده آن همراه با داروهاي ديگر جهت سرسام(مننژيت)، برسام(ورم حجاب
حاجز)، ماليخوليا، جنون و رفع حواس پرتي مفيد ميباشد.
- جوشانده آن نشاط آور بوده، رنگ رخسار را باز ميكند.
- سينه را نرم ميكند، تنگي نفس و درد گلو را شفا ميدهد.
- دلهره و وحشت را از بين ميبرد و غم و غصه را كم ميكند و براي كساني
كه با خود حرف ميزنند سودمند ميباشد.
- جوشانده آن با عسل جهت تنگي نفس تجويز شده است.
- جويدن برگ تازه آن جهت درمان جوشهاي چركي دهان اطفال، برفك، سستي بيخ
دندان و رفع حرارت دهان نافع است. مقدار خوراك گل آن دو مثقال تا پنج مثقال ميباشد.
- عرق گل گاوزبان جهت امراض سوداوي، وسواس و خفقان مفيد است.
- داراي منيزيم بوده و از سرطان پيشگيري ميكند.
- تحقيقات جديد بيانگر اين مطلب است كه عصاره آبي گل گاوزبان دارويي مؤثر
و بيخطر براي درمان بيماران مبتلاء به اختلال وسواسي اجباري ميباشد.
- گل گاوزبان داراي موسيلاژ فلاونوئيد 15/0درصد و آنتوسيانين با آگليكون
دلفينيدين و سيانيدين به ميزان 34/13 درصد و به مقدار ناچيز آلكالوئيد از دسته پيروليزيدين
است.
- گل مرغوب گلي است كه داراي دم سفيد و گلبرگهاي بنفش باشد. برگهاي تازه
گل گاوزبان داراي مقدار زيادي ويتامين
C ميباشد.
* پس اين گياه داراي شوره نيست، عرق و ادرار را زياد نميكند.

گياه گاوزبان
اين گياه اسم فارسي ندارد و معلوم نيست از چه موقع به ايران آمده و در
اطراف تبريز كاشته شده است. در زبان فرانسوي به آن بوراش ميگويند و "ابن بيطار"
گياه شناس معروف قديم كه در اصل اندلسي بوده و بعد به آسياي صغير آمده و دو كتاب بزرگ
به نامهاي "الجامع" و "المغني" به زبان عربي دارد آن را نوعي
"مرماخوز" دانسته و به اسامي: لسان الثور، ابوالعرق، كحيلا- كحلا، حمحم و
بوغلص ياد كرده است.
- گل، سرشاخه و برگ آن داراي شوره، مواد لعابي و يك ماده تلخ است و به همين
جهت عرق و ادرار را زياد ميكند.
- سنگهاي كليه و مثانه را خرد كرده و از بين ميبرد.
- اين گياه داراي اسيدهاي چرب امگا 6 مانند لينولنيك اسيد ميباشد كه براي
روماتوئيد مفيد است.
- ضماد برگهاي تازه وله شده آن دمل را باز ميكند و براي معالجه سوختگي،
آتش و آفتاب زدگي مفيد است.
- در طب سنتي ايران "مرماخوز" را جهت معالجه استسقا مفيد دانستهاند
و براي اين كار، مبتلايان به استسقا بايستي مدت زيادي برگ و بذر آن را روزانه 15 تا
20 گرم ناشتا ميل نمايند.
* پس تجويز اين گياه براي مبتلايان به سرسام و برسام جايز نيست.
مضرات:
گاوزبان بعلت داشتن آلكالوئيد براي زنان حامله و كودكان مضر است.
http://www.jomhourieslami.com/1389/13890327/13890327_06_jomhori_islami_goonagoon_0004.htm

+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389 22:6 توسط سعیده سادات
|